مرتضى مطهرى
311
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و محاكمهاى كند ببيند كه او شاهدى دارد يا نه ، يا به فرض اينكه ثابت شد شاهد دارد ، مجازات او چيست ، تا اين حرف را شنيد گفت : شكم اين سرباز را پاره كنيد ، ببينيم اين آلوها توى شكمش هست يا نه . شكمش را پاره كردند . ايشان مىگويند : زمانى اين كار ، عدالت بود ولى امروز وحشيگرى است . در همان زمان هم اين كار وحشيگرى بود . عجب حرفى است ! اين چه استنباطى است ؟ ! واقعاً مردم آن زمان ، پدران ما در آن زمان ، اين كار را عدالت مىدانستند ؟ ! مىگفتند اميركبير به عدالت رفتار كرده ؟ ! اگر در آن زمان اين كار را عدالت مىدانستند ، پس تمام مردم دورهء قاجار قوانين اسلام را كه مىگويد تا مدعى شاهد نياورده حق ثابت نمىشود ، بايد شاهد بياورد و منكر مثلًا بايد قسم بخورد ، بعد قضيه چه جور حل مىشود ، و به فرض اينكه ثابت شد آن وقت بايد ببينيم آنچه كه دزدى كرده يا مال غيرى كه خورده چقدر است ، اگر دزدى باشد به يك حد نصاب معين كه برسد دستش را ببرند و گرنه دستش را نبرند ؛ آرى ، اگر در آن زمان اين كار را عدالت مىدانستند پس مردم دورهء قاجار همهء اينها را ظالمانه مىدانستند و مىگفتند : حكم عدالت همان حكم اميركبير است ، تمام آنهايى كه اسلام گفته ظالمانه است ! چنين نيست . كار اميركبير وحشيانه بوده ؛ آن زمان ظلم و وحشيگرى بوده ، زمان ما هم ظلم و وحشيگرى است . هرگز مفهوم قضايا تغيير نمىكند . در اينجا كه حتى استنباط هم تغيير نكرده ، عمل يك فرد بوده است . اگر هم كسى تحسينش مىكرده ، به اعتبار يك سياستمدار بوده « 1 » مطلب ديگرى ذكر كردهاند ، مىگويند : در زمان نادرشاه افشار ، سربازى ماست يك زن روستايى را خورد و پولش را نپرداخت . زن شكايت نزد نادر برد . نادر فرمان داد شكم سرباز را پاره كنند تا اگر پر از ماست بود كه هيچ ، به سزاى خويش رسيده است و اگر نبود و پيرزن دروغ گفته بود ، مثلًا سر پيرزن را جدا كنند . اين فرمان يك شاهكار عدالت و رسيدگى به تظلّمات رعايا محسوب مىشد ، اما
--> ( 1 ) آن وقتها كسى سياستمدار بود كه بهتر از ديگران خودش را تحميل مىكرد و از مردم زهر چشم مىگرفت .